لطف على سليمى
70
كهكشانها در قرآن ( فارسي )
شدند ) خداوند حساب همه اعمال آنها را نگه مىدارد ، ( ولى اى رسول گرامى من وظيفهء تو تنها ابلاغ رسالت است ) وتو وكيل نيستى كه آنها را مجبور به قبول حق سازى . 7 - وما قرآن را به زبان عربى براي تو وحى كرديم تا تو با زبان آسان أهل مكة را ( كه مملكت وزادگاه توست ) وساكنين حول وحوش آن ( وساكنان أهل ارض ) را از قهر من واز عذاب روزى كه همه در آن جمع وحشر كرده مىشوند بترسانى وبگويى كه در وقوع آن روز هيچ شكى نيست وبه اين مردم بگويى كه در آن روز از هر گروهى كه عمل نيك كرده وأهل ايمانند در جنات نعيم بهشتاند وگروهى كه أهل فساد وشرك وبىايمانند وعامل اعمال ناشايست هستند ، در آتش سوزان خواهند شد ؛ 8 - اگر خداوند مىخواست هرآينه همه را أمتي واحد قرار مىداد ، ( در آن صورت نيكوكاران مؤمن از فاسق وبىايمان معلوم نمىشد ) وليكن خداوند متعال هركس را كه مىخواهد ( در صورت عمل نيك ) در رحمت خودش داخل مىكند وليكن براي ستمكاران در آخرت هيچگونه دوست وياورى نمىباشد ؛ 9 - آيا ستمكاران ( در اين دنيا ) غير از خدا ( به كسان ديگرى متكى ) وأو را ولىّ خود اتخاذ كردند ، با اينكه ولايت امر ودوستى فقط براي خداست واوست كه مردگان را زنده مىكند واوست كه براي هر چيزى قادر است . 10 - ودربارهء هر چيزى كه اختلاف بنماييد ، حكم وداوريش با خداست . زيرا فقط اوست كه ميان افرادى كه بر حق هستند وافرادى كه بر باطل هستند فرق مىگذارد وبراي آنان حكم پاداش در شأن اعمالشان مىدهد ( اى رسول من بگو ) اين چنين است خداوند متعال كه پروردگار من است وبگو در هر امرى به أو توكل مىكنم ودر مشكلات به أو مراجعه مىكنم . سپس در آية بعد أوصاف قدرت خلاقيت خود را دربارهء خلقت عظيم كهكشانها وخلقت أنفاس مردمى وحيواني وغيره به معرض نمايش گذاشته مىفرمايد .